به سایت aghed.com یا "خاطرات یک عاقد" که نگاه می کنی پره از مطالب تلخ و شیرین که در دفتر عاقد محترم و شیرین زبان ما اتفاق افتاده. زندگی ما پرتونگارا از جمله جناب " پرتونگار روان پریش " هم خالی از این اتفاقات و خاطرات نیست. مثلا.....
یه روز در بخش پزشکی هسته ای یه پیرمرد 80 ساله خوش سر و زبون و خوش اخلاق داشتیم که برای اسکن استخوان مراجعه کرده بود.بنده خدا آدنوکارسینومای پروستات داشت و برای بررسی متاستاز اومده بود. متاسفانه متاستازای متعددی داشت و همونطور که میدونید علاوه بر Whole Body Bone Scan روتین باید اسپاتهای متعدد و اسپکت ستون فقرات هم براش انجام می شد. خلاصه بنده خدا بعد از 3 ساعت آب خوردن و انتظار که برای آدمای مسن واقعا مشکله نزدیک به یکساعت هم روی تخت گاما خوابید علیرغم درد و ناراحتی زیاد غر نزد و اعتراضی نکرد. بر عکس بعضیا که بعد از 10 دقیقه مجبوری بهشون بگی جل جل نکن! بعد از اتمام کار وقتی داشت لباس می پوشید با مهربونی و قدرشناسی گفت: دستت درد نکنه آقای دکتر(؟) طوری منو چکاپ کردی که تا 100 سالگی احتیاجی به دکتر ندارم!
پیرمرد نازنین با رضایت خاطر و البته درد فراوان عصازنان رفت و من فکر کردم خدایا سال بعد در همچین روزی این بنده خدا کجاست.
برچسب:
نویسنده: مریم شریعتی